رد پای دوست

آلبوم خاطرات من

۸ مطلب در فروردين ۱۳۹۹ ثبت شده است

ویروس جدید پارت 1

 

سلام

تقریبا نزدیکای انتخابات مجلس بود که یه خبری داشت بولد میشد ، انتشار یه ویروس جدید با سرعت شیوع بالا که تو چین داره شیوع پیدا میکنه و دمدم انتخابات بود که یه خبر اومد که تو کشور ما هم خبر تایید چند نفر به این ویروس تایید شد . همچنین یه خبر دیگه که شاید خیلی دیده نشد این بود که چرا تو تهران برخی ها حس بویایی خودشون رو از دست دادن و اون کارشناسی هم که توضیح داده بود یه سری دلایلی رو گفته بود اما هیچ اشاره ای به این ویروس نکرد و الان که 23 فروردین 1399 هست میگن که از دست دادن حس بویایی یکی از علایم ابتلا فرد به کرونا هست.

 

بگذریم ، انتخاب تموم شد و از فردای اون روز ، بهو تلوزیون استودیوی ویژه کرونا گذاشت ، انگار که اینا میخواستن انتخابات تموم شه بعد بگن و اون اوایل که میگفتن کرونا شبیه همین سرماخوردگی معمولی هست و درصد مرگ و میرش هم تنها 2 درصده و بچه ها نمی گیرن . خب گفتم عادیه دیگه ، گذشت تا اینکه اوضاع جوری شد که گفتن بخاطر این بیماری اجتماعات جمع بشه و مثلا رستورانها و فست و فود و اینا تعطیل شد و منم بیکار شدم.

 

اینا مقارن با هفته اول اسفند هست و اونموقع خواهرم که تو شهرستان بود توصیه اکید کرده بود که یه سری قرص و شربت که برای افزایش سیستم ایمنی هست رو تهیه کرده و بخورم و گفته بود که ماسک و دستکش هم تهیه کنم ، اونموقع هنوز اینا تو داروخانه با قیمت معمولش پیدا میشد .تا اینکه یه روز زنگ زد که تو خوابگاهشون یه دختره بود که چند روز تب داشت و به دکتر نرفت و بعدش که تماس گرفتن با اورژانس ، امبولانس که اومد با لباس خاصی اومدن و جوری بردنش که تمام دانشحوهای خوابگاه های دور و برش ترسیده و در کمترین زمان فقط میگفت بچه ها فرار کردن از خوابگاه ها . یعنی حتی وسایلشونو جمع و جور نکردن و انگار که زلزله بیاد مردم محیط رو همونجوری که هست ول میکنن میرن ، اونجا هم همینطور . اون زمان راننده اسنپ هم که زنگ میزدن می اومد تو خوابگاه تا اینا رو ببره اصلا جلو مسافر سوار نمی کرد و خلاصه همون شب تمام سرویس ها دانشگاه رو گذاشتن تا کل خوابگاه ها تخلیه بشه.

 

خواهری اومد خونه و وقتی از شهرستان اومد ، تمام لباس هاش رو انداخت تو ماشین شسته بشه و خودش هم از در که اومد تو رفت حموم تا نکنه که خدای نکرده ناقل باشه.

----------------------

کار ما که رو به کسادی گذاشت و کم کم تعطیل شد و از اونجا که اون ویروس جدید داشت صبح تا شب توی رسانه ها میگفتن باعث شد من برم تو کانالهای خبری و پزشکی و اینا ، یادتونه یه کلیپ اومده بود که خانم دکتره گفته بود بیشتر مردم این بیماری رو میگیرن ؟ منتها باید کنترل شده بگیرن تا کادر درمان بتونه از پسش بیاد ؟ همون که اومده بود برنامه علی ضیا . من توی کانال خبری رامسر عضو بودم و یه کانال دیگه و شبکه های اجتماعی دیگه که اماری که اینا میگن با چیزی که مسئولای مربوطه در اون کلیپ ها میگفتن زمین تا اسمون فرق میکرد تا جایی که یه کلیپ صوتی منتسب به یه مسئول تو بیمارستان شهرستان از یک کانال اومد بیرون که گفته بود نصف بیشتر اینایی که مراجعه کردن اصن علامت ندارن 

 

تو تلوزیون مرتب میگفت مثلا سرفه خشک و تب و اینا ، حالا تصور کنید طرف بدون هیچ گونه علایمی یهو دچار تنگی نفس بشه و اینا 

 

اینا مقارن شد با بیمار شدن پدرم ، تب بالا جوری که مدام عرق میکرد و لباسهایی که میپوشید تا صبح خیس خیس ، پدر رو بردیم دکتر و بعد از مدتی حال ایشون رو به بهبودی گذاشت تا اینکه من یه روز حس کردم قفسه سینه ام یه جوری سنگین شده که نفسم در نمی یاد و اگه بخوام تشبیه کنم مثل این می مونه که یه وزنه 2 کیلویی بزارن روی قفسه سینه و فشار به کل قفسه سینه بیاره و اینا .

 

قبلا یه ویس اومده بود بیرون که ادم معمولا 15-20 ثانیه نفسش رو میتونه حبس کنه ؟ من گفتم نکنه کرونا گرفتم ؟ نفسم رو که نگه میداشتم شاید نهایت 10 ثانیه که اونم بعدش به سرفه می افتم گفتم وای ، یعنی من کرونا گرفتم و می میرم ؟؟؟ همون موقع هم دکتر رفتم که بهم اسپری داد و هم بعدش ( اخه تا یکی دو روز بهبودی تو حالم نبود ) زنگ زدم به شماره 4030 که من یه همچین علایمی دارم اونم گفت که 3 روز خودتو قرنطینه کن ببین چی میشه . همچنین وقتی رفتم دکتر ، تا گفتم من دچار مشکل تنفسی شدم و اینطور ، همچین واکنش نشون داد که حس میکردم میگه یا ابوالفض ، کروناایی!!!

 

توی 3 روز قرنطینه مدام به کرونا و مرگ فکر میکردم و یه کامنت هم تو وب مهربانو گذاشتم ، دقیقا 2 تا ، یکی که گفتم حس میکنم روزای اخره و دومی هم یه سوال درباره اینکه بیماری حاد تنفسی چیه . شبها که عرق میکردم و مرگ مدام جلوی چشام راه میرفت و چیزی که ارومم میکرد گوش کردن دعای یستشیر موقع خواب بود ک کمی ارومم میکرد و میتونستم بخوابم و تا روز سوم که به نسبت قبل بهتر شدم ، 

 

بعدش که بهتر شدم از تمام شبکه های اجتماعی که اخبار منفی میده اومدم بیرون ، حتی همین الان برای دور بودن از تمام کانالهای تلگرامی من یه اکانت دیگه تو تلگرام درست کردم و جوین شدم به گروه زبان که روانم اروم باشه و دیوونه نشم از اخبار این بیماری . ببین من میگم دیوونه یه چیز میشنوی ، از یه طرف مثلا میگفت 2 درصد می میرن از طرف دیگه امار فوتی های مسئولین تو کانالها و اینکه مردم دارن پر پر میشن و یا یه خبر دیگه که استوری بود که نوشته بود در روزهای اینده ما بسیاری از دوستان و عزیزان خودمون رو از دست میدیم ، من به این فکر میکردم که یعنی خدای نکرده عزیزانم دیگه نیستن ؟؟

 

کلا اومدم بیرون و دیگه سروقت این اخبار نرفتم ، بعد از بهبودی من ، خواهر و مادرم دچار شدن و البته ما تو قرنطینه بودیم تو خونه ولی با دوستان و اشنایان تماس تصویری داشتیم ، دائیم هم مبتلا شده بود که بد افتاد و زندائیم خیلی نگران شد و یه جوری بود که ما خودمون هم خوب نبودیم بریم پیشش و الان که دائیم بهتر شده هنوز سرفه هاشو داره و همچنین عمه دوست خواهرم که پزشک بخش دیالیز بود که بابت کرونا ، اینا رو فرستادن سراغ بیمارای کروناایی و خودش هم مبتلا شد و البته بستری هم شد .

 

فک میکنم الان تا اینجا کافی باشه

-------------------

 

فقط یه نکته خیلی مهم ، حواستون به حس بویائیتون باشه ، از دست دادنش میتونه یکی از علایم این ویروس جدید باشه

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Amir

سال نو مبارک باشه

سلام

سال نو رو به همه دوستان خوبم تبریک میگم

امیدوارم سال جدید ، سالی پر از سلامتی باشه برای همه دوستان ، پر از موفقیت و شادی

 

.

 

.

.

ایشالله این ویروس گور به گوری منحوس ، هر چه سریعتر شرش از مملکت ما کم بشه و دوباره شاد باشیم ، بخندیم دور هم ، با هم باشیم

دور همی بگیریم ، عزیزانمون رو به اغوش بکشیم 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Amir